پرسپولیس و حامیان سیاسی و غیر سیاسی اش در خط پایان
پرسپولیس و حامیان سیاسی و غیر سیاسی اش در خط پایان

به گزارش سایت رسمی استقلال جوان، پرسپولیس یکبار دیگر  فاتح  لیگ برتر فوتبال ایران شد. آنها پنج سال شگفت انگیز و‌تکرار ناشدنی را سپری کرده ‌و در همین چند سال به اندازه تمام تاریخ  پنجاه و چند ساله شان افتخار کسب کرده و‌البته حسرت بازی در فینال آسیا را با دو بار حضور  در این […]

به گزارش سایت رسمی استقلال جوان، پرسپولیس یکبار دیگر  فاتح  لیگ برتر فوتبال ایران شد. آنها پنج سال شگفت انگیز و‌تکرار ناشدنی را سپری کرده ‌و در همین چند سال به اندازه تمام تاریخ  پنجاه و چند ساله شان افتخار کسب کرده و‌البته حسرت بازی در فینال آسیا را با دو بار حضور  در این مهم پایان بخشیدند.

گرچه طرفداران پر شمار پرسپولیس سر خوش از پنجمین قهرمانی متوالی تیم شان، این اتفاق را امری معمولی و تکراری دانسته و معتقدند قهرمانی و اصالت از ابتدا در رگ و ریشه باشگاه شان بوده است اما حقیقت امر حکایت  از وقوع اتفاقات و بروز جریانات زیادی در اوج گیری این تیم دارد.

آنها تیم نشدند مگر با حمایت بی چون چرای وزارت ورزش که به جای رسیدگی و حمایت از کلیت ورزش ایران ، تمام توان و حواس خود را معطوف این تیم کرد. نگاهی به کارنامه پنج ، شش ساله وزارت ورزش کنونی در ورزش عملکرد نامطلوبی را نشان می دهد که نتایج نا امید کننده نمایندگان مان در المپیک موید این عملکرد ضعیف و غم انگیز  است.

وزارت ورزش اما از تمام ابزار و اهرم های قانونی و… بهره گرفت تا پرسپولیس را به موفقیت برساند؛  رقابت در لیگ برتر ایران به گونه رقم زده شد تا تیمهای دیگر با دست و پای بسته مجبور به مبارزه با تیم محبوب شوند!

در مورد تعصب شدید برخی سیاسیون بعضی از اعضای خانواده شان به پرسپولیس بسیار گفته و نوشته شده است اما رسانه ها و افراد نزدیک به قدرت و بویژه مدیران منصوب در باشگاه استقلال همواره چنین موضوعی را رد‌ کرده و  آن را زائیده اوهام هواداران استقلال و سایر تیمها عنوان  کرده اند.

از روزشهای مرسوم برای آغاز و تداوم قهرمانی های پرسپولیس، به جز تقویت یکسویه این تیم، تضعیف همه رقبا از جمله استقلال است. استقلال را ببینید که سالهاست در آتش حاشیه می سوزد و این آتش خاموشی ندارد. سپاهان و تراکتور و پدیده و فولاد و ذوب آهن و… هم بصورت دائمی یا مقطعی گرفتار چنین معضلی بوده و هستند.

این در حالی ست که کوچکترین حاشیه ای در جمع سرخ پوشان به سرعت رفع و رجوع شده و رسانه ها نیز تمایل و یا اجازه پرداختن به موضوعات بعضا مهم حول و حوش این باشگاه را ندارند نمونه آن تلاش بی سرانجام رسول پناه برای یافتن تریبونی جهت افشاگری علیه مافیای دلالی و فساد در پرسپولیس بود!

این تمرکز بوجود آمده و ترکیب ثابتی که هر فصل تقویت شده به آنها فرصت و ظرفیت قهرمانی در لیگ و رفتن به فینال آسیا را داده است!

انتقادی که به سیاسیونی که علنی و غیر علنی هوادار سرخ پوشان هستند وارد است، حمایت همه جانبه حتی خارج از حیطه وظیفه از این تیم است. در حالی که چهره ها و صاحب منصبانی که  طرفدار  استقلال یا تیم های دیگری هستند هرگز از ابزار و امکانات عمومی و دولتی شان در جهت حمایت آن تیم سوء استفاده نمی کنند ، بلکه دخیل کردن این وابستگی در تصمیمات و مدیریت کلان شان است. مسعود سلطانی فر  در آخرین روزهای وزارتش با کارنامه ای‌دزخشان در پرسپولیس و افتضاح در ورزش می رود تا جایش را به‌وزیر دیگری بدهد امید  که بعد از او ورزش را به وزیری بسپارند  از جنس خدمت و خلوص. کسی که همه ورزش ایران را به چشم فرزندانش ببیند و بدون تبعیض از آنها حمایت کند. کسی که برای ابراز عشق به تیم محبوبش دست در جیب کرده و شخصا هزینه علاقمندی خود را بپردازد! کسی که برای درد های ورزش ایران درمان قطعی پیدا کند نه اینکه صرفا با فوتبال درمانی و به دست آوردن دل هواداران یک تیم پر طرفدار ، به فکر ایجاد مقبولیت برای خود باشد

  • نویسنده : سید مهدی فاطمی